| ||
|
هزينه عشق واقعي |
|
شبي پسر كوچكمان يك برگ كاغذ به مادرش داد . همسرم كه در حال آشپزي بود دستهايش را با حولهاي تميز كرد و نوشتهها را با صداي بلند خواند . او با خط بچگانه نوشته بود: با تشکر و سپاس از دوست خوبمان خانم اکوان |
سيب
تو به من خنديدي ، و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده ، از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام ، آرام
خش خش گام تو ، تكرار كنان
ميدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا ؟
خانه گوچك ما
سيب نداشت !!!!
وصیت نامه داریوش اول هخامنشی ( داریوش کبیر)
اینک که من از این دنیا می روم 25 کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد راه نگهداری این کشور ها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو 12 کرور دریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزائی نه اینکه از آن بکاهی من نمی گویم که در مواقع ضروری از ان برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که در هنگام ضرورت از آن برداشت شود اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم چون انبارها پیوسته تخلیه میشود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی .
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
کنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار کند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را انجام بدهی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان به مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با انها بدرفتاری نکن اگر با انها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدنشان باشد و تلافی آنها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند .
امر اموزش را که من شروع کرده ام ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل انها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری می توانی سلطنت کنی.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی کند .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر من بشوی و تابوت سنگی مرا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت می کردم.
آنجا مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه 25 کشور باشد یا یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند.اگر هر زمان که فرصتی بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد و وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگوکه قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز بگذارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.
زنهار زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی مشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر بنماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی میرود .
در آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.
عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
پیش از این نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .
برگرفته از بلاگ تریبون آزاد
This poem was nominated poem of 2005 for the best poem, written by an
African kid.........amazing thought!!!
When I born, I Black,
When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black,
When I scared, I Black,
When I sick, I Black,
And when I die, I still black..
And you White fella,
When you born, you Pink,
When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red,
When you cold, you Blue,
When you scared, you Yellow,
When you sick, you Green,
And when you die, you Gray..
And you calling me Colored ??
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
who calls you back when you hang up on him
کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني
who will stay awake just to watch you sleep
کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند
wait for the guy who kisses your forehead
در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسد[حمايتگر تو باشد]
who wants to show you off to world when you are in your sweats
کسي که مايل باشد حتي در زماني که درساده ترين لباس هستي تورا به دنيا نشان دهد
who holds your hand in front of his friends
کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد
wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you
در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و
چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد
wait for the one who turns to his friends and says that's her
در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش بگويد اون خودشه[همان کسي که مي خواستم]
if you open this you have to repost it ,so that you 'll be showered with only love for the rest of your life
اگر تو اين پيام را باز کني بايد حتما آن را براي چند نفر بفرستي تا باران عشق ومحبت در تمام طول زندگيت بر تو ببارد
in the midnight true love will knock on your heart and some thing good will happen to you at approximately 1.42 pm tomorrow.
it could happen anywhere so get ready for the biggest shock of your life.
در نيمه شب عشق واقعي در خانه قلبت را خواهد زد و اتفاق خوبي در حدود ساعت 1.42 بعد از ظهر براي تو خواهد افتاد.اين اتفاق ممکن است هر جايي به وقوع بپيوندد پس براي بزرگترين شوک زندگيت آماده باش.
please don't break this chain, let love shower on to us for all the time .
خواهش مي کنم اين زنجيره ارتباطي را قطع نکن . بگذارباران عشق ومحبت در تمام طول زندگي بر ما ببارد.
send this e-mail to as many people as you can and see what great power and magic love can bring
اين پيام را براي هر چند نفر که مي تواني بفرست و شاهد باش که
عشق چه قدرت و جادوي عظيمي را مي تواند به همراه بياورد.
با تشکر از سرکار خانم اکوان دوست عزیز و همکار خوبمان که مطلب را ارسال کردند.
گيرم كه در باورتان به خاك نشسته ام.
و ساقه هاي جوانم
از ضربه هاي تبرهاتان، زخم دار است
با ريشه چه ميكنيد ؟
گيرم كه بر سر اين بام
بنشسته در كمين پرنده اي
پرواز را علامت ممنوع مي زنيد
با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه مي كنيد ؟
گيرم كه مي زنيد !
گيرم كه مي بريد !
گيرم كه مي كشيد !
آدولف هيتلر........................ديكتاتور آلمان.................................نقاش پوستر
آلبرت انيشتن.......................فيزيكدان........................................منشي اداره ثبت
الويس پريسلي.....................خواننده.........................................راننده كاميون
اميركبير............................صدراعظم ناصرالدين شاه..................آشپز
او هنري............................نويسنده........................................گاوچران
جرالدفورد .........................رئيس جمهور آمريكا........................مانكن لباس مردانه
جوزپه گاريبالدي..................انقلابي ايتاليايي..............................ملوان
جيمي كارتر.......................رئيس جمهور آمريكا.........................بادام كار
رونالد ريگان.....................رئيس جمهور آمريكا........................هنرپيشه سينما
شون كانري...................... هنرپيشه سينما................................بنا و راننده كاميون
كلارك گيبل.......................هنرپيشه سينما...............................چوب بر
ويليام فالكنر........................نويسنده.......................................نقاش ساختمان
گاندي...............................رهبر فقيد هند................................وكيل دادگستري
جرج واشنگتن....................اولين رئيس جمهور آمريكا..................كشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاريه......................پوستين دوز
يعقوب ليث.........................سرسلسله صفاريان..........................رويگر
امير اسماعيل ساماني............سرسلسله امراي ساماني....................ساربان
آلپتكين..............................سرسلسله غزنويان...........................غلام زر خريد
فرخي سيستاني...................شاعر مشهور ايران.........................كارگر كشاورز
حضرت محمد(ص).............پيامبر بزرگ اسلام..........................شباني/ تجارت
حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت......................نجار
حضرت موسي (ع).............پيامبر بزرگوار يهود........................چوپان
پانديت نهرو......................نخست وزير هند..............................وكيل دادگستري
موسوليني.........................ديكتاتور ايتاليا................................روزنامه نويس
ساموئل مورس...................مخترع آمريكايي.............................نقاش
جك لندن...........................نويسنده آمريكايي............................كارگر كشتي
آلبر كامو..........................نويسنده فرانسوي............................معلم
ريچارد نيكسون.................رئيس جمهور آمريكا.........................وكيل دادگستري
آبراهام لينكلن....................رئيس جمهور آمريكا.........................هيزم شكن
گي دو موپاسان..................نويسنده آلماني................................كارمند دريا داري
چارلز ديكنز.....................نويسنده انگليسي..............................منشي
آناتول فرانس....................نويسنده فرانسوي............................كتابفروش
مولير..............................نويسنده بزرگ فرانسوي..................هنرپيشه
هربرت جرج ولز ..............نويسنده بزرگ انگليسي....................شاگرد بزاز
ارنست همينگوي...............نويسنده بزرگ آمريكايي...................خبرنگار
ويليام شكسپير...................نويسنده بزرگ انگليسي...................هنرپيشه سيار
فيدل كاسترو.....................رئيس جمهور كوبا..........................دانشجوي حقوق
كاردينال ريشيلو................صدر اعظم معروف فرانسه.............. كشيش
ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه............................افسر توپخانه
كريم خان زند....................موسس سلسله زنديه........................تير انداز سپاه نادر شاه
ميرزا تقي خان امير كبير.....صدر اعظم ناصرالدين شاه................منشي
ژاندارك..........................شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.................چوپان
هانري فورد.....................كارخانه دار آمريكايي......................ساعت ساز
توماس اديسون..................مخترع بزرگ آمريكايي....................تلگرافچي
آلفرد نوبل....................... بنيانگذار جايزه نوبل...................... كارگر كارخانه
والت ديزني......................مخترع سينماي انيمشن.....................پادوي مغازه
ميكلانژ...........................نقاش مجسمه ساز ايتاليايي.................سنگ تراش
دوست معمولي ، دوست واقعي
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
خوش بختی یا بدبختی ؟!
در روزگاران کهن و در سرزمینی دور یک پیرمرد روستائی بود که یک پسر و یک اسب داشت . روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند:
عجب بخت بدی داری که اسبت فرار کرد.
روستائی پیر درجواب گفت :
از کجا می دانید که این از خوش بختی من بوده یا از بدبختی؟!
و همسایه های با تعجب گفتند :
خب معلومه که این بدبختیه !
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی دیگر به خانه برگشت .
این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند و گفتند :
عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه برگشت !
پیرمرد باردیگر در جواب گفت :
از کجا می دانید که این از خوش بختی من بوده یا از بدبختی ؟
فردای آن روز پسر پیرمرد در هنگام سواری در میان اسبهای وجشی به زمین خورد و پایش شکست .
همسایه ها بار دیگر آمدند:
عجب بدبختی !
و کشاورز پیر گفت :
از کجا می دانید که این از خوش بختی من بوده یا از بدبختی ؟
و چند تا از همسایه های با عصبانیت گفتند:
معلومه که این حادثه از بدبختی تو بوده !
چند روز بعد عده ای برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دور دست با خود بردند.
پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد.
همسایه ها بار دیگر به خانه پیر مرد رفتند :
و کشاورز پیر گفت :
از کجا می دانید که ..... ؟
نکته :
ما می توانیم تمام عمر خود را صرف برچسب زدن به رویدادها کنیم -
این خوب است - آن بد است - با فایده است - بی فایده است .....علت اینکه به هر حادثه ای بر چسب فاجعه و مصیبت می زنیم و یا آن را کمال سعادت و خوش بختی می دانیم آن است که تنها چند درصد از کل واقعیت را می بینیم .
آیا بهتر نیست در قضاوت عجله نکنیم ؟ ![]()



